فرشته کوچولوی منفرشته کوچولوی من، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

یه انتظار شیرین دیگه

اولین سونو

سلام به فرشته کوچولوی خودم چن روز پیش بالاخره رفتم سونو شمارو دیدم اوه ه ه ه ه ه ه ه ه هنوز خیلی کوچولو موچولویی خدارو شکر قلبت سالم بود تا اینجا که همه چی خوب بود ولی هنوز باورم نمیشه که تو دلمی هنوز هیچ حس خاصی ندارم یه حس خنثی البته دلیلشو خوب میدونم این روزام اصلا حالم خوب نیست نه درست حسابی میتونم غذا بخورم نه حال و حوصله دارم از همه چیز بدم میاد سرکارم به زور میرم خلاصه که اصلا خوب نیستم امیدوارم زودی این  سه ماه تموم شه تا اوضام بهتر بشه بدشم که همش دلهره ی اینو دارم که همه چیز خوب پیش  بره ولی با تمام این سختی ها خیلی میخوامت امیدوارم که واسه همیشه پیشم بمونی. دوست دارم ١٠٠٠ تا ...
18 بهمن 1391

هزاران بار شکرت خدا ی مهربونم.

خدای من ! چگونه ناامید باشم در حالی که تو همه ی امید من هستی! خدای من شکرت هزاران بار به خاطر تمام اتفاقات خوب و بدی که تا این لحظه تو زندگی برام افتاد. هیچ شکایتی ندارم چون تمام تلخی هایی که بر من گذشت منو تو زندگی بزرگتر و معرفتم رو نسبت بهت بیشتر کرد... فکرم خیلی عوض شد نگاهم عمیق تر شد . خدای همه ی لحظه های سختم ازت ممنونم که فرصت دوباره مادر شدن رو بهم دادی و یکی از فرشته های پاکت رو تو وجودم قرار دادی هزاران بار شکر!!! نمیدونم سرنوشت فرشته کوچولوم چی میشه خیلی سخته ولی راضیم به رضای خودت ازت میخوام اون چیزی رو که بهترین رقم بزنی امیدوارم سرنوشت فرشتم موندن باشه و من لیاقت باارزشترین...
30 دی 1391